خلاصه داستان: و وسمایر با فرار از فقر برای تبدیل شدن به یک Witcher ، هیولا را برای سکه و جلال می کشد ، اما وقتی یک تهدید جدید بالا می رود ، باید با شیاطین گذشته خود روبرو شود.
خلاصه داستان: 1402. ملکه مارگرت از طریق پسر خوانده اش اریک بر سوئد، نروژ و دانمارک حکومت می کند. اما یک توطئه در راه است و مارگرت خود را در یک دوراهی غیرممکن میبیند که میتواند کار زندگی او را از بین ببرد: اتحادیه کالمار.
خلاصه داستان: پس از مرگ غم انگیز یک معلم، دوست او که از قضا یک پلیس سابق است، شغل قدیمی او را به امید دستگیری افرادی که مسئول قتل او هستند، به دست می گیرد.